سکوت

 

زیاد اتفاق می افتد که کلمه ها قهر می کنند، موقع نوشتن

اما از دیشب تا حالا حرف ها قهر کردن زمان گفتن

حس ها قهر کردن وقت ابراز کردن

و من سکوت می کنم

از دیشب... اما تایش را نمی دانم!

تنها چیزی که می دانم وجود حسی است که حالا تنها یک نفر

درکش می کند. کسی که بیش از همه نزدیک به من است

تنها کسی که حتی نبض من را حس می کند

من الان کسی را دارم که از تمام تلاطم های درونی و اشک های

فروخورده من باخبر است.. اگر روزی به دنیا بیاید دیگر کسی را نخواهم داشت

 

/ 2 نظر / 2 بازدید
hum

خیلی ها خبر دارن، اما به روی خودشون نمیارن. باور کن.

رویا

امروز تولد توست و فردا تولد او. در فردای زندگی اوست که نیاز به درک اشکها و لبخندهایش دارد و تو تنها کسی هستی که تمام لحظاتش را درک خواهی کرد. ( البته تو پرانتز به بابایی برنخوره لطفاَ)