ای بابا

 

بلاخره دستمان رسید به دامان یک اینترنت پرسرعت و خدا قسمت کرد

که عکس اقازاده رو بگذاریم توی وبلاگمون تا همه ببینند که خدا چه صبری

به من داده که توی این ۵٣ روزه هنوز نخوردمش........ خنده

اینقدر دندون هامو به هم سابیدم که فکم داره از جا در می یاد... تعجب

این روزها داره پشت سر هم من رو شرمنده خودش می کنه... تا کی خدا قسمت کنه و از شرمندگی اش در بیام. ایشالله دامادیت مادر جان!خجالت

 خیلی مخلصیم ماچ

 

/ 6 نظر / 7 بازدید
hum

بذار با سس گوشت با هم بخوریمش

رویا

ایشا الله دامادیش.

سمیرا

اي جانم! چقدر دوست داشتنيه اين فسقلي!!!! خوشحالم كه چنين لذتي رو تجربه ميكني راستي مرخصي حال ميده؟

مهدیه

وای!!!!!!!!!!!!!! من چقدره که ندیدمش![ناراحت] چقدره که تو رو ندیدم[گریه]

مـــحــــمــــــد

[هورا]وای خدا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! چی می بینم[هورا] چقدر ناز مبارکه راستی سلام من برگشتم واقعا برات خوشحالم امیدوارم خدا برای این مرحله زیبا و جدیدبهت صبر یده چرگه من هیچ وقت نمی تونم درک کنم چطور میشه با موجودی که قسمتی از بدن آدمه و ذره ذره تو وجود آدم رشد می کنه رفتارکرد خیلی بچه دوست دارم !!!!!![گل][گل]