من.. عشق و خدا

 

نفس به شماره میفته و همه چیز در یک بعد ازظهر خلاصه می شه .. بعد از اون همه چیز محو و مبهمه...
آخرین تصویر روشنم مال بعد ازظهر شنبه است.. قطرات اشک و قرمزی و .. شتاب...
بعدش یه خواب راحت.. به دنبالش یه ناآرومی ۲ هفته ای که از نیمه شب شروع شد... یه دفعه همه چیز فراموش شد و همه دنیا در کنارش رنگ باخت...
من موندم و یه خاطره از یه روز شنبه و قطرات اشک و قرمزی ... و خدا....

/ 0 نظر / 6 بازدید