کابوس

 

کابوس شبانه می بینم و تا خود صبح بال بال می زنم

چشمامو که باز می کنم، همه چیز از یادم می ره و فقط حس گیجی

و گنگی برام می مونه و تهدید و ترس...

خیلی وقته دیگه خواب حوری، پری، بهشت و خونه خدا رو نمی بینم

دیگه خواب هام پر از ملودی های عاشقانه نیست.  

خواب هام دیگه رویاهای صادقانه نیست!

/ 2 نظر / 2 بازدید
hum

...

سمیرا

خدا نکنه عزیزم چی شده شیما کوچولو؟ من مطمئنم هوای دلت همیشه همیشه سبز می مونه به رنگ همون شال سبزی که روز میلاد به گردنت می انداختی....