از گفتن شفاهی دوستت دارم چه سود

به حرمت نگاه تو بايد غزل سرود

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام

سلام دوست من سلام گلم منم هزار تا حرف برای گفتن دارم اما وقتی کلمات اونقدر کوچک هستن که ظرف احساس نميشن تنها ميتونی نگاه کنی. عزيز دلم آسمون همه جا به رنگ دلته آرامش قطار آرمش دلت بود و اونهايی که همراهت بودن منم دلم برای اون روزها تنگ شده. شيمای گلم من اومدم... تو بودی... هميشه و همه جا حضورت تو قلبمه. قدر روزهای عاشقيت رو بدون قدر روزهای انتظار و اميد به وصال رو بدون قدر هوای طوفانی دلت رو بدون ياد روزهای با هم بودن به خير حالا اونقدر خودمونو درگير کرديم که فقط بايد يادی کنيم از روزهای با هم بودن شيمای گلم دوستت دارم. در پناه خدا عاشق باشی و مانا البته اگه تحملش رو داری. يا حق.

Hum

همش سوده٬ حتی برای افغانيا!

سميرا

باور می کنی تک تک کلامتت رو از لابه لای قطرات اشکم خوندم؟ باور می کنی به اندازه تمام قطرات باران برای خوشبختيت خوشحالم؟ باور می کنی دلم می خواد واسه شادی دل شيما کوچولو يه هوار بلند بکشم که دل آسمون بلرزه؟ باور می کنی عزيزدلم؟ خيلی خيلی خيلی برات خوشحالم..قد همه دنيا...قد همه دلتنگی های اون شب خونه ساره که حالا ديگه براش غصه ندارم خوشحالم...

مينا

آخ جوووووون بالاخره مبااااااااااااااااااااارکه شد! خوشبخت بشين

مهديه

خيلي وقت بود سر نزده بودم اينجا.....چون بارها اومدم و خبر تازه اي نبود.....اما خوشحالم....فرشته كوچك زندگي من....دختر باران ومهر...شاد است و آرام بالاخره به انچه مي خواست و لايقش بود رسيد دعا مي كنم هميشه عاشقانه هايت را بنويسي..تا ابد!

Hum

غزل غزل ترانه- ترانه عاشقونه

Hum

Hum؟

مهديه

ديگه شمارش معكوس شروع شده: 3...2...1!

اقاقی

سلام قشنگه کپی کردم با اجازه موفق باشی و سبز