هر فرد تازه اي كه نوشته مرا مي خواند ، هديه اي است از سوي خدا

يك عبارت كوچك آنچنان در او اثر گذاشت كه آن را عنوان تمام نوشته هايش كرد. خدا مي داند چه چيز باعث شد هر حرف من جوابي به قلم او داشته باشد .اما آنچه واضح است آن است كه در انتخاب اين خواننده چندان مختار نبوده ام .اينقدر مختار نبوده ام كه بار كلمات آن عبارت كوچك را درست سنجيده باشم.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اما آنچه نمي دانم ادامه اين وزن گذاري بر واژه ها براي فردي است كه نمي دانم كيست و از كجا آمده و چطور سر از اينجا در آورده است؟

نمي دانم از كدام اقليم است ..آشنا با من است يا آشناي تو؟..

اگر آشناي تو باشد چه؟.....اگر آشناي تو باشد از بار كلمات هيچ نخواهد فهميد ....اما مطمئنأ روزي با اطمينان خواهد گفت : تو روزي نويسنده بزرگي خواهي شد....همان كلامي كه تو با وجود نشناختن معناي واژه ها در موردش قضاوت كردي .

يك عبارت ساده و كوچك يك پل ارتباطي درست كرد براي كسي كه انگار هر روز آن باكس جادويي مجهولش را باز مي كند .چقدر از ديدن نوشته كوتاهش خوشحال يا ناراحت مي شوم چندان مهم نيست ..از توجهش تعجب مي كنم كه چطور نوشته مرا مي خواند و برايش مهم است كه جوابي برايش بنويسد ...همان نوع نوشته هايي كه تو با ديدن مداوم آنها در دركشان عاجز بودي....

حس اضطراب را در تك تك كلمات نگاشته شده اش حس كردم ...همان حسي كه از خواندن جملات من پيدا كرده بود..جملات تو ....

آره ياد همان روزهايي افتادم كه كلمات نگاشته شده ام گرما بخش جمع هاي كوچك دوستانه بود ...جمع هاي دوستانه ..در حالي كه نقطه نگاه من به مكاني بود كه تو در آنجا نظاره گر ديگران بودي....نه نمي خواهم همه چيز را دوباره به ياد بياورم .غرض يك مرور كوتاه بود. مروري كوتاه بر تمام آنچه گذشته است ..از تمام واژه هاي بكار گرفته شده اي كه با وجود تو معنا پيدا كردند و بعد از تو ديگر هيچ چيزي نبودند...

آره ...از آن روزها زياد نگذشته است اما هنوز هم كلمات با يادآوري خاطرات تو معنا مي يابند...دلم براي حرفهاي آن آشناي تازه تنگ شده است.....

آشناي تو يا آشنا با من ؟......

 

/ 8 نظر / 7 بازدید
Moein

delam mikhast ie sheri chizi benevisam raje be gharibe ya raje be ashna vali alan zehnam tahte atsire neveshtat kar nemikone va chizi yadam nemiad faghat in paradoxe monaseb be zehnam miad ei kash ie sher ham raje besh balad budam ((gharibe ashena))hamin

الهام

سلام عزيزم دلم براي نوشته هات هميشه تنگه براي همون نوشته هايي كه گرمابخشمون بود براي حس تمام احساساتت براي تمام لحظات با هم بودن براي همه سفرهاي كوتاه هر روزمون دوستت دارم بيشتر از اون چيزي كه فكر كني ممنونم به خاطر همه چيز هنوز منتظرم انتظاري كه هر دومون رو اذيت ميكنه اما چاره اي نيست

الهام آسیابی

این روزها تنهاترینم، به کلامت احتیاج دارم برای التیام دردهام، برای ترکیدن بغضهام که تمومی نداره تنهام نذار.

الهام

سلام شیمای عزیزم زیارتت قبول تبریک تبریک به دانشگاه تهران که داره پذیرای تو میشه. دوستت دارم. دلم تنگه برای دیدارت به امید دیدار یا حق

الهام

سلام شیمای عزیزم گفته بودی پست جدید گذاشتی اومدم ولی خبری نبود منتظرم خبرم کن ممنون از حضورت اون ورا بیشتر سر بزن دیدن کامنت تو حال و هوایی دیگه برام داره. شمارش معکوس رو شروع کن. ۹ روز دیگه رو بهت تبریک میگم. یا حق.

آرش

سلامي به بلنداي آسمان آبي بر شيما نوشته هات خيلي به دل آدم ميشينه و در پايان آهي جان سوز تمام وجود آدم رو پر مي كنه. خيلي عالي بود. بازم بنويس . برات آرزوي موفقيت دارم.