آه ! خوش باورم که گهگاهی به نگاه تو تکیه می کردم

 

وای سنگین دلی که در قلبت جای من تا همیشه خالی بود

/ 5 نظر / 2 بازدید
hum

خالی، خالی، خالی...

سمیرا

چرا نوشته هات تازگیها اینقدر سیاهه شیما جون؟

یگانه

تغییر کرده ای . تغییراتی نابخشودنی.

رویا

گاهی در تجسم نگاه. زندگی آن چیزی نیست که می خواهی همه چیز برای همیشه در دستان توست. کافی است باور کنی....