باران

سر زد به دل دوباره غم کودکانه ای

آهسته می تراود از این غم بهانه ای

باران شبیه کودکی ام پشت شیشه هاست

دارم هوای گریه خدایا بهانه ای

/ 3 نظر / 24 بازدید

باران هم گناه را پاک نمی کند.درهای توبه باز بود،جا ماندم....بهانه ای بیشتر از نوشته های عاشقانه ات.سنگ شدم،کور شدم.خدا دارد نگاهم می کند با اخم ، اصلا این روزها نگاهم نمی کند ، قسم به خودش نگاهم نمی کند.نیشخند می زند و می گوید : خاک برسرت ، من ببخشم دیگران محال است.محال.حسابت بماند برای روز قیامت....نوشته هایت بوی عطر میدهد

ديشب باران قرار با پنجره داشت روبوسي آبدار با پنجره داشت يكريز به گوش پنجره پچ پچ كرد چك چك،چك چك ... چكار با پنجره داشت؟