حرف هایم...

دیگر روزگار وبلاگ نوشتن گذشته است.. حرف هایم را به چه کسی بگویم که سبک شود؟

/ 5 نظر / 8 بازدید
مادر دوقلوهای ناهمسن

سلام اینجا هنوز گوش هایی برای شنیدن حرفایت هست [قلب]

آسمان آبی

عزیز دلم. همانطور که می دانی بایست و مقاومت کن و نگذر. بگذار خیالت آسوده باشد از اینکه تمام تلاشت را کردی. ولی گاهی در این دنیا تلاش تنها کافی نیست... آن وقت است که باید بایستی و ببینی کجای کاری! نگاهت را عوض کنی و ساده بگیری تا عبور کند... وقتی سیل سهمگین می آید مقاومت تا حدی معنی دارد بعد از آن برای زنده بودن باید خود را در آن رها کرد تا ببینی تو را به کدامین ساحل می برد... دلم برایت تنگ شده. آن روزها اگرچه ناراحت کننده بود بخشی از خاطرات مشترکمان بود. به نظرم چیزهای خوبی هم داشت[ماچ]

کوچه نادری

شیما گاهی روزگار خیلی سخت میشود برای همه مان.

سرنوشت

یقه اش را بگیر بچسبانش به دیوار .تا می توانی حرف هایت را برایش فریاد بزن .دستت را بلند کن سیلی محکم و آبداری حواله اش کن. یادت نرود ته مانده حرف هایت را که برای هیچکس نگفتی بالا بیاوری و تف کنی روی صورتش.........راستی دلت می خواهد یقه چه کسی را بگیری؟

سرنوشت

ترسو نبودی[شوخی]