مقدس های نجس

خودتو لوس نکن ... شکل هر چیزی که باشی،‌شبیه عید نیستی!

با خودت یه مشت هم شادی نیاوردی....گریه

فقط کارت تبریک ها پشت سر هم می یان و جار می زنن که داری می یای!

مورچه می خواست دیروز غول آشپزخونه رو تمیز کنه اما حال نداشت، به جاش

نشست و 100 صفحه کتاب خوند... آخرش هم نفهمید چرا ویلوبی دیگه ماریان

رو دوست نداشت... سوال

صبح مورچه خوار دستشو با چاقو برید.. آخ آخه مورچه به عشقش لاک مالیده

بود رو ناخن های درازش.. آخرش هم ناخن هاش با آستون خونی پاک شد

چه فرقی می کنه هر دوشون مقدس های نجسی هستند.

نیای ها! بیای من می دونم و توووو ......!

/ 6 نظر / 10 بازدید
hum

هی مورچه؟ کجایی مورچه؟

سمیرا

سلام شیما جون کجایی بابا احوالی نمی پرسی؟ یه جورایی شدی تو جدیدا...نشدی؟ امیدوارم نسیم بهاری همه چیزو حل کنه اما از من میشنوی بذار بیاد خوش اومد

بچه سیاسی

سلام دوست خوبم وبلاگ قشنگي داري ازديدنش لذت بردم اميدوارم موفق باشي اگه وقت كردي سري به ما بزن واگه قابل دونستي به ما لينك بده موفق باشي