يك قصه كوتاه

 

زیاد اتفاق می افتد که کلمه ها قهر می کنند، موقع نوشتن

اما از دیشب تا حالا حرف ها قهر کردن زمان گفتن

حس ها قهر کردن وقت ابراز کردن

و من سکوت می کنم

از دیشب... اما تایش را نمی دانم!

تنها چیزی که می دانم وجود حسی است که حالا تنها یک نفر

درکش می کند. کسی که بیش از همه نزدیک به من است

تنها کسی که حتی نبض من را حس می کند

من الان کسی را دارم که از تمام تلاطم های درونی و اشک های

فروخورده من باخبر است.. اگر روزی به دنیا بیاید دیگر کسی را نخواهم داشت

 

نوشته شده در ٧ مهر ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ توسط شیما نظرات ()


Design By : Pichak