يك قصه كوتاه

 

زمان زیادیه که می دونم خواب هایی که می بینم همه واقعیت دارند

شاید فقط خودم باور دارم که باید ازشون ترسید.

شاهد وقوع خواب هام توی واقعیت به کرات بودم،‌اما نمی دانم چرا

به یکباره فراموش کردم که اگر کسی نمی داند من چه چیزهایی

در خواب های آشفته ام می بینم اما خودم که باید بدانم..

بهش گفتم... همان موقعی که از خواب بیدار شدم،‌وقتی وحشت

همه وجودم را گرفته بود، اما ....

خوابم تعبیر شد، به بدترین نحو ممکن... خدایا خودت از این وضعیت

نجاتمون بده... خدا ...

نوشته شده در ۳٠ شهریور ۱۳۸۸ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ توسط شیما نظرات ()


Design By : Pichak